کد خبر : 124331
تاریخ انتشار : جمعه 26 مارس 2021 - 3:34

تفاوت علم و دین چیست؟

تفاوت علم و دین چیست؟

اثبات نیوز؛     تفاوت علم و دین چیست؟   محمود منطقیان؛   آنچه در متن زیرمی آید تنها یک برداشت است و اصراری برصحت همه آن نیست.منتظر نقد بی طرفانه اهل نظر هستم. ………………..   مرادم از تفاوت علم باهمین دین های رایج و جاری است نه آن رابطه صمیمی انسان با خدا. بلکه

اثبات نیوز؛

 

 

تفاوت علم و دین چیست؟

 

محمود منطقیان؛

 

آنچه در متن زیرمی آید تنها یک برداشت است و اصراری برصحت همه آن نیست.منتظر نقد بی طرفانه اهل نظر هستم.

………………..

 

مرادم از تفاوت علم باهمین دین های رایج و جاری است نه آن رابطه صمیمی انسان با خدا. بلکه دینی که اکنون و جود دارد و مدتها پس ازپیامبران وارد زندگی مردم شده است و آداب و مراسم و دستورات و اوامر خاص دارد و جمعی مبلغ ومتولی آن هستند.

 

حالا این تفاوتها چیست؟

دراینجا به چند مورداشاره می شود:

 

۱=هرچه علم از نقطه آغاز خود جلوتر می رود شفافتر و زلال تر می شود ولی دین هرچه از نقطه آغاز خود فاصله می گیرد و برآن زمان می گذرد، آلوده تر و پیچیده تر و مبهم تر می شود و به خرافه ها و فرقه ها و مذاهب گونه گون آمیخته می گردد.

مثلا علمِ به پدیده ها و بیماریها، روز به روز بیشتر و شفاف ترمی شود ولی در مورد دین اینگونه نیست و هرچه از زمان آغاز یک دین و بانی آن فاصله زمانی بیشتر می شود به علت وجودشعب و برداشتهای مختلف، شناخت آن دین مبهم تر و سخت تر می گردد چون از دین نخستین فرقه ها و مذاهب زاده می شود وهر مذهب و فرقه تنها خود را حق دانسته و سایر فرقه ها و مذاهب را باطل می شمارند.

همه دینها آغازشان ساده وبدون تشریفات بوده است و پیام آورانشان ساده و فروتن می زیستند، ولی رفته رفته به فرقه ها و شعب مختلف تقسیم شدند و پیچیده تر گردیدند.

مثلا دین مسیح در آغاز تکیه اش بر صلح و دوستی و مهربانی بود وپبامبرش ساده و صمیمی، ولی بعدها که این دین به دست کشیشان و روحانیان دین مسیح افتاد با پیشرفت دانش و دانشمندان مخالفت آغاز کردند و رفتارشان با اهل دانش خشن و غیرانسانی شد و اسباب دردسرها گردید و دانشوران را گرفتند و آزار دادند و کشتند و سوختند.

یا دراسلام بعدها فرقه ها و شعب و برداشتهای فراوان و ضد ونقیض پیداشد که هرکدام برای خود مذهب خاصی را رقم زدند.

از شیعه و سنی گرفته تا شعبه هایی که درون خود اینها بوجود آمد.

پیامبر اسلام خود ساده و بی تشریفات می زیست، ولی پس از او آرایه ها و پیرایه ها براین دین او بستند و ازآن انواع رسم ها و آیین ها ساختند و عزاها برپا کردند و نوحه سراها تربیت کردند و گنبدها و بارگاهها برآوردند وگاهی از قبری شهری ساختندکه همه این ها در زمان خودپیامبرنبود و توصیه هم نشده بود.

 

نظامی دربیتی خطاب به پیامبراسلام گفته است:

“آنقدر آرایه و پیرایه به دین تو بسته اند که اگر خودت هم بیایی،دیگر آن را نخواهی شناخت”

 

“بس که بر او بسته اند برگ و ساز

گر تو ببینی نشناسیش باز”

 

۲=علم ادعای ماورا الطبیعی ندارد و برای کار خود از ذهن و حافظه و پژوهش و تحقیق روی واقعیتهای موجود و پدیده ها کمک می گیرد

و امکان خطا را می پذیرد.

اما دین مدعی است که منبع دریافتش فراتر ازجهان طبیعی و عالم غیب است و از وحی و شهود و جهان غیبی مدد می گیرد و روی این اصل خطا و کاستی در کاردین نیست.

 

۳=در علم، نقد کاملا آزاد است و هیچکس را به خاطر نقد و نظرش بازخواست و مجازات نمی کنند ولی در دین اینطور نیست وگاهی نقد و ایراد گرفتن همراه با مجازات مرگ است به طوری که به فتوای دینی بسیاری از دانشمندان را به خاطرعقیده و نظرشان کشتند و یا مجازات کردند. به مخالفین انگ کافر،منافق،منحرف،

گمراه،ضد دین و دشمن خدا می زدند و فتوای قتل صادر می کردند.

ولی در علم جای تهمت و انگ زدن نیست و منتقدین کاملا آزاد و درامان هستند.

تاکنون کسی ندیده و نشنیده است که به فتوای علمی کسی را بکشند و یا مجازات کنند.

اهل علم در هر رشته ای که باشند تنها سعی می کنند از هم بیاموزند و برسر دانش باهم خصومتی ندارند و حکمی علیه هم صادر نمی کنند و رقابت منفی ندارند.

 

۴=درعلم مطلق گرایی و دگم وجود ندارد و هرگز علم نمی گوید : “این است و جز این نیست”

همیشه درعلم راه تحقیق باز است و نگاهها نسبی است نه مطلق.

ممکن است امروز علم در باره موضوعی به یک دست آوردی برسد و در آینده نقض شود و یا شفافتر و کاملتر گردد.

ولی در دین این گونه نیست و هرگروه و فرقه ای تنها نظر خود را کاملا درست و حق می دانند و نقد را برنمی تابند.

یعنی علم نسبی گرا است و امکان ابطال را می پذیرد ولی دین مطلق گرا است و عقیده خود را صد درصد حق می داند و مخالفان عقیده خود را برنمی تابد و باطل می شمارد و طرد می کند و حکم و نظر خود را تا ابد درست و حق و روا می داند. و از نظر پاره ای از اصحاب دین،هربلایی برسر مخالف آوردن مجاز است.حتا ممکن است زن او بر او حرام شود و اموال و جانش به خطر افتد و گرفته شود.

 

۵=هرعلمی محدود به موضوع خویش است و درحوزه دانش دیگر دخالت نمی کند مثلا فیزیک در کار زیست شناسی دخالت نمی کند یعنی در علم هر رشته ای تنها راه خود را می رود.

ولی در دین اینگونه نیست بلکه برخی دینداران با برداشت خود در هرموضوعی دخالت می کنند و نظرمی دهند و حلال و حرام می کنند.مثلا در سیاست،اقتصاد،جامعه شناسی،حکومت،

مدیریت،زیست شناسی،پزشکی،

موسیقی،نجوم و…..نظر می دهند و نظر خود را هم صد درصد درست و شرعی و به حق می دانند و در همه امور زندگی حکم صادر می کنند.

 

۶=علم روی واقعیتها تکیه دارد و به موضوعاتی می پردازد که در دسترس باشند و قابل تحقیق. و موضوع و روش تحقیق آنها روشن باشد ولی در دین به برداشت خود بیشتر روی حقیقت تکیه می شود و به موضوعاتی می پردازد که راه رسیدن به آنها از طریق علم و عقل دشوار وگاهی ناشدنی است.

مثلا شیطان،فرشته،برزخ و….یا اینکه فلان چیز حرام است و یا حلال ولی بدون ارائه دلیل علمی بلکه براساس محتویات دینی و نقل ها.

 

۷=علم ارزش گذاری نمی کند و تنها واقعیت را آنچنان که هست بیان می دارد و پدیده ها را به مقدس و نامقدس و خوب وبد و حق و ناحق تقسیم نمی کند ولی دین ارزشگذاری می کند و خیلی چیزها را به خوب و بد و حق و باطل و مقدس و نامقدس تقسیم می نماید.

علم تنها می گوید چنین است و خاصیت و ویژگیهای پدیده ها را بیان می کند اما داوری و ارزشگذاری نمی کند

ولی دین می گوید فلان چیز خوب است یا بد است،حرام است یاحلال است،حق است یا باطل است،مقدس است یا نامقدس.

البته باید توجه کرد که همه دین ها و مذاهب در این ویژگیها یکسان نیستند.

 مثلا دین مسیح به غیراز منع طلاق حکمی ندارد و لی دین اسلام در هرمسئله ای نظر و فتوا می دهد.

اما باید توجه کرد که برخی صاحب نظران دینی اینگونه که گفته شد فکر نمی کنند و با نگاهی باز به موضوعات روز می نگرند و هرجا علم و عقل نظر بدهند تاییدمی کنند و با نگاهی باز و علمی و عقلانی به زندگی و موضوعات می نگرند.اینها سعی دارند که میان دانش و عقل و دین آشتی و پیوند برقرار کنند؛ مخصوصا عارفان همواره نگاهی باز داشته اند و دگم و مطلق گرا نبوده اند.

در ایران شخصیتهایی مانند علامه طباطبایی، استادمطهری،مهندس بازرگان و آیت اله صانعی و آیت اله طالقانی و…. با نگاهی باز و توجه به شرایط زمان و مکان به موضوعات زندگی و جامعه نظرداشتند که دیدگاه آنها با نظر متعصبان و مطلق گرایان مذهبی تفاوت بسیار دارد.

 

درضمن باید گفت که کاربرد علم بیشتر درجهان بیرون است و کاربرد دین بیشتر درجهان درون و روان آدمی است.

یکی جهان بیرون را می تواند دگرگون و آباد کند و دیگری جهان درون را آرامش و معنا ببخشد به شرط آنکه هریک در جای خود به کار روند و از آنها استفاده ابزاری نشود.چرا که هم علم و هم دین در معرض خطر سو استفاده آدمی و بهره برداری ابزاری و دنیوی و سیاسی هستند….

 

انتهای خبر/

منبع

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.