با وجود انجام معامله و تحمیل تعهدات مالی سنگین به صندوق، تاکنون درباره تحقق کرسی مدیریتی وعدهدادهشده، میزان بازده واقعی سرمایهگذاری و آثار اقتصادی این خرید، پاسخ روشن و مستندی ارائه نشده است. کانونها در اجلاسهای سراسری خود، تقریباً هر شش ماه یکبار، این موضوع را پیگیری کردهاند؛ آن هم در شرایطی که تأمین اقساط خرید سهام، بر منابع نقدی صندوق، اجرای برخی پروژهها و ایفای تعهدات آنان اثر گذاشته است.
اعلام خرید باشگاه استقلال توسط هلدینگ، ابهامات را جدیتر کرد. اکنون پرسش این است که چرا صندوق نفت، بدون برخورداری از کرسی مدیریتی مؤثر و بازده متناسب با سرمایهگذاری، باید بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم هزینه فعالیتهای غیرمرتبط، زیانده یا فاقد توجیه اقتصادی را نیز تحمل کند؟

کانونهای بازنشستگی خواستار انتشار عمومی و شفاف اطلاعات زیر هستند:
۱. بهای تمامشده خرید سهام و مجموع هزینههای مالی و جانبی آن چقدر بوده است؟
۲. صندوق طی سالهای گذشته چه میزان سود نقدی و بازده سرمایهای از این سهام کسب کرده است؟
۳. نرخ بازده این سرمایهگذاری در مقایسه با هزینه تأمین مالی و فرصتهای جایگزین چقدر است؟
۴. شروط، تعهدات و تضمینهای مندرج در قرارداد خرید چه بوده و کدامیک محقق نشده است؟
۵. سرنوشت کرسی مدیریتی وعدهدادهشده به صندوق چه شد؟
۶. هزینههای باشگاهداری و سایر فعالیتهای غیرمرتبط چه اثری بر ارزش سهام و منافع بازنشستگان داشته است؟
۷. مسئولیت حقوقی و مدیریتی تصمیمگیران در قبال تعهدات اجرانشده و خسارتهای احتمالی چیست؟

داراییهای صندوق، منابع عمومی و بدون صاحب نیست؛ این داراییها متعلق به بازنشستگان، شاغلان و ذینفعانی است که طی سالها برای شکلگیری آن حقالسهم پرداخت کردهاند. مدیران صندوق و نمایندگان وزارت نفت، مجلس و نهادهای نظارتی در برابر حفظ ارزش این داراییها، شفافیت تصمیمها، رعایت صرفه و صلاح ذینفعان و پاسخگویی درباره نتایج سرمایهگذاریها مسئولاند.
مطالبه کانونها روشن است: یا حقوق مدیریتی و منافع اقتصادی وعدهدادهشده بهطور کامل تأمین شود، یا سازوکاری شفاف، قانونی و قابل سنجش برای جبران منابع و خسارتهای تحمیلشده به صندوق ارائه شود.
اگر این پرسشها بیپاسخ بماند، کانونهای بازنشستگی صنعت نفت پیگیری موضوع را از مسیرهای قانونی و نظارتی وارد مرحله تازهای خواهند کرد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0