اصل اطلاعرسانی درباره روند بازسازی قابل دفاع است؛ اما سؤال اینجاست: آیا برای ورود این افراد به تأسیسات حساس، محدوده تصویربرداری و انتشار تصاویر، ضوابط حفاظتی مشخصی در نظر گرفته شده است؟
پتروشیمی، مرکز خرید یا یک مجموعه گردشگری نیست که بتوان برای تولید محتوای جذاب، دوربین را به هر نقطهای از آن برد. تصاویر تجهیزات، مسیر خطوط، واحدهای آسیبدیده، نحوه بازسازی و بخشهای عملیاتی میتواند حاوی اطلاعاتی باشد که انتشار بیضابطه آن در فضای مجازی، بالقوه مخاطرات امنیتی به همراه داشته باشد.
مسئله حتی اعتماد یا بیاعتمادی به یک بلاگر خاص نیست؛ اصل مسئله، ایجاد دسترسی غیرضروری به زیرساختهای حساس کشور و امکان انتشار یا بازنشر اطلاعات تصویری خارج از کنترل شرکت است. وقتی یک فیلم یا تصویر وارد تلفن همراه شخصی و سپس فضای مجازی شد، چه تضمینی برای کنترل محل ذخیره، بازنشر یا استفادههای بعدی از آن وجود دارد؟
مدیران عامل این شرکتها باید صریحاً پاسخ دهند چه ضرورتی برای حضور بلاگرها در بخشهای حساس وجود داشته است؟ آیا روابط عمومیهای رسمی صنعت پتروشیمی توانایی تهیه گزارش از روند بازسازی را ندارند؟ آیا واحدهای حراست و حفاظت فیزیکی مجوز چنین دسترسیهایی را صادر کردهاند؟ و مهمتر از همه، مسئولیت تبعات احتمالی انتشار تصاویر حساس بر عهده چه کسی خواهد بود؟
اگر مدیران از مخاطرات احتمالی چنین اقداماتی اطلاع دارند و باز هم اجازه دسترسی گسترده دادهاند، جای سؤال جدی دارد؛ و اگر از این مخاطرات اطلاع ندارند، مسئله نگرانکنندهتر است.
صنعت پتروشیمی بخشی از زیرساخت حیاتی کشور است؛ اینجا جای آزمونوخطای رسانهای و رقابت برای گرفتن بازدید و تولید محتوای وایرال نیست. انتظار میرود نهادهای مسئول در وزارت نفت و صنعت پتروشیمی، ابعاد این موضوع را بررسی کرده و درباره ضوابط ورود، تصویربرداری و انتشار تصاویر از تأسیسات آسیبدیده و در حال بازسازی شفافسازی کنند.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0