هر ماه بسیاری از مخاطبان فانوس زاگرس نیز از پرداخت این مالیاتهای نجومی شاکی هستند و به طور علنی از فشار مالی روی حقوق خود مینالند.
اما در آن سوی ماجرا، اصناف پردرآمد مثل پزشکان، طلافروشان و برخی کسبه با یک کارتبهکارت ساده، سهم واقعیشان از مالیات را دور میزنند. نتیجه؟ کارمند یا کارگری با حقوق محدود، چند برابر بیشتر از یک مغازهدار ثروتمند یا مطب پررونق مالیات میدهد.
در ادامه دولت به جای نظارت مؤثر، توپ را به زمین مردم انداخته و از آنها میخواهد فرار مالیاتی را گزارش دهند و پاداش بگیرند! حال سوال اینجاست !مگر عدالت با «خبرچینی» اجرا میشود؟ مگر دستگاه عریض و طویل مالیاتی وظیفهاش همین نیست؟
اما واقعیت این است که دولت میتواند با استفاده از بازرسان نامحسوس و گماشتن آنها به عنوان مشتری، بهراحتی فرار مالیاتی اصناف پردرآمد را تشخیص دهد؛ وقتی بازرسان، خرید یا خدماتی را به صورت واقعی تجربه کنند و با درخواستهای غیررسمی مثل کارتبهکارت مواجه شوند، مسیر فرار مالیاتی کاملاً آشکار میشود.
وقتی حقوقبگیران زیر بار مالیات خرد میشوند و صاحبان درآمدهای نجومی همچنان فرار میکنند، اعتماد عمومی به دولت هم فرو میریزد. عدالت مالیاتی که قرار است ستون اقتصاد باشد، امروز بیشتر به یک شعار پوچ شباهت دارد. پرسش اصلی این است: تا چه زمانی قرار است قربانیان این بیعدالتی، کارمندان و کارگران باشند؟


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0