وقتی موشکها خاموش میشوند و حقیقت سخن میگوید

محمد طولابی؛
سالها گفتیم و شنیدیم که قرار است موشکهای قارهپیما بسازیم،
آمریکا را هزاران کیلومتر دورتر بزنیم،
حیفا و تلآویو را با خاک یکسان کنیم،
و کاخ سفید را به حسینیه تبدیل کنیم.
رسانهها و تریبونهای رسمی سرشار از شعارهای «اقتدار» و «نابودی دشمن» بود.
اما امروز که همان دشمنِ دور،
بیسروصدا و بدون هیاهو آمده نزدیکتر از همیشه—
نزدیک آنقدر که با کوتاهترین بردها هم میتوان به او رسید—
پایتخت در سکوتی عجیب فرورفته است.
هیچ اثری از ادعاهای بزرگ دیده نمیشود.
بهجای آن، نامهنگاری دیپلماتیک و هشدارهای محتاطانه روانه سازمان ملل میشود.
این تضاد، از یک واقعیت ساده پرده برمیدارد:
شعارهای چهلوچند ساله، برای روز عمل ساخته نشده بودند.
در داخل، پایگاه مردمی مدتهاست فرو ریخته.
دانشآموز، دانشجو، کارگر، معلم، بازنشسته…
همه رنجیدهاند، همه آسیب دیدهاند.
حتی جانبازان و خانوادههایی که عزیزانشان را برای این خاک دادهاند،
دیدند چگونه عدالت قربانی سیاست شد و شأنشان در ازدحام مشکلات گم گردید.
و اگر بیتعصب نگاه کنیم، حقیقت تلخ روشن میشود:
منتقدانی که فریاد میزدند، هشدار میدادند و از آینده کشور میگفتند،
دشمن نبودند—
بلکه دلسوزترین فرزندان این سرزمین بودند.
اما ما آنها را با برچسب و انگ خاموش کردیم.
در مقابل، کسانی که باید زیر سؤال میرفتند،
آنان که با ژستهای مذهبی، ظاهر مقدس و تریبونهای مذهبی خود را «حافظ دین» معرفی میکردند،
آرام و بیصدا در ساختار قدرت نفوذ کردند.
برخی مداحان، برخی روحانیون تریبوندار و بخشهایی از جریانهای مذهبی صاحبنفوذ،
بهجای آرامکردن جامعه،
نسخههای سرکوب و دشمنتراشی پیچیدند
و ملت را در برابر خود حکومت قرار دادند.
دشمن واقعی نه مردم بودند، نه منتقدان، نه معترضانی که عدالت میخواستند.
دشمن، همان جریانهای ریاکاری بودند که
با تقدسسازی جعلی، با سوءاستفاده از احساسات مذهبی،
کشور را آهسته و پیوسته به سمت ضعف، فرسودگی و بیاعتمادی سوق دادند.
امروز هم روشن است:
هیچ حکومتی بدون مردم خودش نمیایستد.
نه فاطمیون و زینبیون جای ملت را میگیرند،
نه حشدالشعبی میتواند فقدان اعتماد داخلی را جبران کند.
هیچ نیروی نیابتی نمیتواند خلأ یک ملت آزرده را پر کند.
و اکنون که «دشمن دور» نزدیک شده،
کسانی که سالها از پشت تریبونها تهدید میکردند،
در زیرزمینها، پناهگاهها و اتاقهای بیآنتن بیمارستانها پنهان شدهاند.
این تصویر، پایان یک دوره نیست؛
آغاز فهم یک حقیقت است:
قدرت نه در موشکهاست،
نه در شعارها،
و نه در تریبونهایی که ترس میسازند؛
قدرت در مردمی است که سالها نادیده گرفته شدند.
هیچ سلاحی جای اعتماد مردم را نمیگیرد،
و هیچ شعاری نمیتواند ستونهای ترکخورده جامعه را نگه دارد.
سرنوشت کشور را نه دشمن خارجی تعیین میکند،
نه تحریم، نه ناو، نه بیانیه.
سرنوشت را ملتی مینویسد که یا همراه میماند…
یا پشت میکند.
و امروز این حقیقت از همیشه روشنتر است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0