کد خبر : 128892
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 24 ژوئن 2021 - 19:54

خاک این وطن به هر شکل باشد برای ما مقدس است

خاک این وطن به هر شکل باشد برای ما مقدس است

اثبات نیوز؛     خاک این وطن به هر شکل باشد برای ما مقدس است     شهرام نوروزی ؛  ‏اتوبوس حامل خبرنگاران در آذربایجان غربی واژگون شد. اتوبوس حامل خبرنگاران که برای بازدید از تونل کانی سیب به آذربایجان غربی سفرکرده بودند،واژگون و تعدادی ازخبرنگاران نیزکشته و زخمی شدند. ریحانه یاسینی و مهشاد کریمی

اثبات نیوز؛

 

 

خاک این وطن به هر شکل باشد برای ما مقدس است

 

 

شهرام نوروزی ؛ 

‏اتوبوس حامل خبرنگاران در آذربایجان غربی واژگون شد. اتوبوس حامل خبرنگاران که برای بازدید از تونل کانی سیب به آذربایجان غربی سفرکرده بودند،واژگون و تعدادی ازخبرنگاران نیزکشته و زخمی شدند. ریحانه یاسینی و مهشاد کریمی خبرنگاران ایسنا و ایرنا در این حادثه جان خود را از دست دادند۔

 

 

حادثه بسیار دردناکیه …
*تسلیت به روزنامه نگاران و اهالی رسانه* …
خیلی دردناکه،از زمین و آسمان برای ما می باره،فکر کنم طبیعت هم با ما قهر کرده است!!!
روحتان شاد محیط زیستیها، پرچمداران عزت و شرافت و پاکی و صداقت، سلام و رحمت خدا نثارتان ، بهشت نثارتان …
*دردهای درمان نشده جنگلهای زاگرس است* آنها می سوزند، ما ناظر و از داخل می سوزیم ، خدایا تو خود رحمی کن …
متاسفانه بخشهای از جنگلهای زیبای زاگرس در آتش سوخت ما انسانها به هر شکل ممکن در به آتش کشیدن آنها نقشی اساسی داشتیم ، داریم ، که ناظر شاهد سوختن درختان بلوط، بنه، بادام و پوشش گیاهی و جانوران و حیوانات و همزیستمندان مان بودیم یقینا جای آنها دیگر برای ماه سبز نخواهد شد . و هم اکنون کوه پهن . شهرستان گچساران، استان کهگیلویه و بویراحمد در حال سوختن است و عده ای مشغول خاموش کردند …


ما هر اندازه‌ که صاحبِ چیزی باشیم، براش جوش می‌زنیم. آدمیزاد یک‌چیزی را یا باید داشته باشد یا یک‌‌گوشه‌ای از دلش بهش گیر کرده باشد تا برای زوالش ماتم بگیرد. به‌قول روان‌شناس‌ها ترسِ ازدست‌دادن بسیار درهم‌تنیده با احساسِ مالکیّت است. درنظر بگیرید دغدغه‌تان را نسبت به نمِ دیوارِ اتاقی که برای دوشب کرایه کرده‌اید در یک مسافرخانه، و نمِ دیوار خانه‌ی خودتان.
این‌که ما به سوختنِ بلوط‌ها و سنجاب‌های زاگرس چندان‌وَقعی نمی‌نهیم، برای من چیزِ عجیب و بعیدی نیست. ما درست همانی‌که باید در این‌شرایط باشیم، هستیم. واقعیت این است که احساس و رفتارِ یک جامعه در قبالِ منابع ملّی، فارغ از آموزش و آگاهی، به‌شدت متأثر از احساسِ مالکیّت است. من در حوزه‌ی اجتماعی این‌طور معنیش می‌کنم:
*احساسِ برخورداری و بهره‌مندی*
آموزش و آگاهی خیلی کم‌اثر است وقتی احساسِ بهره‌مندی از منابع ملّی در جامعه وجود نداشته باشد. و تردید نکنید نقش حاکمیّت در تقویت یا سرکوبِ این احساس، نقشِ اوّل است. بدون اغراق، ما این‌جا در ایران از درِ خانه به‌آن‌طرف، خود را صاحبِ هیچی نمی‌‌بینیم. به‌یاد دارید آخرین‌باری که درباره‌ی ثروت‌های مملکت براساسِ خواستِ عمومی تصمیم‌گیری شد، کِی بود؟! من به‌یاد ندارم! عوضش تا دلتان بخواهد مخالفِ نظر ما و دور از چشم ما ازش برداشتند، یا به دیگران هِبه کردند. حسّ برخورداری و بهره‌مندی در چنین ملتی چه‌وضعی می‌تواند داشته باشد؟!
و دیگر:
شما به یک زندانیِ بی‌مرخصی که از وقتی رفته آن تو، پنج‌تا رئیس‌جمهور آمده و رفته، و پایان محکومیتش هم هنوز معلوم نیست، بگویید دارند درختانِ خیابانِ را قطع می‌کنند! حقیقتاََ به کجاش خواهد بود؟ به هیچ‌جاش!
کاری به سلبریتی‌ها ندارم، اما به آدم‌هایی که گیرِ نفس‌کشیدن در چهاردیواریِ خودشانند و آرزومندِ تابیدنِ نوری بر دخمه‌‌ی خودشان، خُرده نگیرید که چرا برای جنگل‌های سوخته ساکتند.
مسئله، درهم‌شکستنِ حس بهره‌مندیِ ماست از مواهب این سرزمین‌، و زخمی‌شدنِ تعلّق‌مان به هم …
زنده ام به همین نوشتن ها …
شاید برای رهایی از آلزایمر بد هم نباشد،امان از این همه سایه ها که با تو سخنی نخواهند گفت از پس هر زمزمه ای برای سالها ی رفته . سایه ها فقط مانند غربیه ای هستند که درکنار تو خواهند زیست و با تو در گذر زمان چشم به راه آزادی از زندانی که خود برای خود ساختند.پس برای رهایی از سکوت سایه ها ی مچاله شده درپستوی شب و برای اینکه دیر نرسی به کلمات ، دلشوره و دغدغه نداشته باشی به این فکر کن هنوز زمین تبعیدگاه خوبی است، وقتی آغوش مردم به رویت همچنان باز است.پس دلت گرم باشد برای نوشتن یا حتی بازی با کلمات برای فرار از کهنگی ،کهنه شدن در فرآیند زمان که خیلی زود، از یاد میروند ، پیر و گم میشوند در سرزمین تنهایی . پس بنویس در سکوت ،ساده و زلال با روزنه کوچکی از امید و رویاهایی که حتی درکنار سایه ها فراموش نشدند هرچند به شکل آزار دهنده ای به زخم های ناسوری درآمده باشند در این خاک تا پرچم خونین را همچون شمد روی خودشان بکشند برای روییدن . رویاهایی از گونه های عشق برای باریدن و سبز شدن در بهار؛ نجیب و لبریز از عاطفه ….

 

انتهای خبر/

منبع

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.